تاریخچه و پیدایش
شمسه یکی از کهنترین نقوش هندسی در هنر ایرانی–اسلامی است که ریشه آن به مفاهیم خورشید، نور و مرکزیت هستی برمیگردد. نمونههای اولیه آن را میتوان در تزئینات پیشااسلامی و سپس بهصورت تکاملیافتهتر در نسخهآرایی، معماری و هنرهای وابسته به کتاب در دورههای سلجوقی، تیموری و صفوی دید. شمسه معمولاً در مرکز ترکیببندی قرار میگیرد و نقش هستهی بصری و مفهومی اثر را دارد.
ویژگیها
شمسه ساختاری شعاعی و متقارن دارد و بر پایهی تقسیمات دقیق هندسی شکل میگیرد. تعداد پرهها میتواند متفاوت باشد (۸، ۱۲، ۱۶ یا بیشتر) و اغلب با نقوشی مانند اسلیمی، ختایی یا خطوط تزیینی ترکیب میشود. تقارن کامل، مرکزیت قوی و تکرار منظم از مهمترین ویژگیهای بصری شمسه هستند که حس نظم، تعادل و وحدت را منتقل میکنند.
کاربردها
از شمسه در تذهیب قرآن و کتب نفیس، سرلوحها، جلدسازی، کاشیکاری، گچبری، مقرنسکاری و حتی طراحی فرش استفاده شده است. در معماری، شمسه اغلب در سقفها، گنبدها و مرکز فضاهای آیینی دیده میشود و نقش هدایت نگاه به مرکز و ایجاد تمرکز معنایی را دارد. امروزه نیز در طراحی گرافیک، هویت بصری و الگوهای تزئینی معاصر بهکار میرود.
تحول و سبکها
شمسه در طول زمان از فرمهای سادهتر هندسی به ترکیبهای پیچیدهتر با تزیینات ظریف رسیده است. در دوره تیموری و صفوی، غنای تزیینی و ترکیب آن با رنگ و طلا به اوج میرسد، در حالی که در برخی دورهها فرمها سادهتر و هندسیتر باقی ماندهاند. در کاربردهای معاصر، شمسه گاه بهصورت مینیمال و انتزاعی بازتفسیر میشود، اما همچنان مفهوم مرکزیت و نظم هندسی خود را حفظ میکند.



