تاریخچه و پیدایش
نقش ختایی از مهمترین نقوش گیاهی در هنر ایرانی–اسلامی است که ریشه آن به بازنمایی انتزاعی طبیعت، بهویژه گلها و گیاهان، برمیگردد. این نقش در دورههای اولیه اسلامی شکل منسجمتری پیدا کرد و در دورههای تیموری و صفوی به اوج تکامل خود رسید. ختایی برخلاف اسلیمی که بیشتر انتزاعی و پیچان است، ارتباط مستقیمتری با فرم گل و برگ دارد، هرچند همچنان از طبیعت فاصله گرفته و به یک زبان تزیینی تبدیل شده است.
ویژگیها
نقش ختایی بر پایهی عناصر گیاهی مانند گل، غنچه، برگ و ساقه شکل میگیرد و معمولاً با ریتمی نرم و روان در سطح گسترش مییابد. تقارن در ختایی انعطافپذیرتر از نقوش کاملاً هندسی است و ترکیببندی آن بیشتر بر توازن بصری استوار است تا تقارن مطلق. تکرار، پیوستگی و حرکت ملایم از ویژگیهای اصلی این نقش هستند و حس رشد و حیات را القا میکنند.
کاربردها
ختایی کاربرد گستردهای در تذهیب، نگارگری، کاشیکاری، پارچهبافی، فرش و جلدسازی داشته است. این نقش معمولاً برای پر کردن فضاهای داخلی ترکیببندی، حاشیهها یا همراهی با نقوش دیگر مانند اسلیمی و شمسه بهکار میرود. در آثار کتابآرایی، ختایی نقش ایجاد لطافت بصری و تعادل میان بخشهای پرجزئیات را بر عهده دارد.
تحول و سبکها
در سیر تحول، نقش ختایی از فرمهای ساده و محدود به ساختارهای پیچیدهتر با تنوع بالای گلها و ترکیبهای رنگی رسید. در دوره صفوی، ختایی به بالاترین حد ظرافت و تنوع فرمی دست یافت و اغلب با اسلیمی درهم آمیخته شد. در دورههای متأخر و معاصر، این نقش گاه سادهسازی شده و بهصورت الگوهای تکرارشونده یا برداشتهای مدرن در طراحی گرافیک و سطوح تزئینی بازتعریف شده است.

