تاریخچه و پیدایش
کاشیکاری از مهمترین هنرهای تزیینی معماری در ایران است که ریشههای آن به استفاده از آجرهای لعابدار در دورههای پیش از اسلام بازمیگردد. پس از اسلام، این هنر بهویژه از دوره سلجوقی به بعد گسترش یافت و در دورههای ایلخانی، تیموری و صفوی به اوج رسید. کاشیکاری بهعنوان راهکاری برای تزیین، حفاظت از بنا و انتقال مفاهیم نمادین و معنوی در معماری مذهبی و عمومی بهکار گرفته شد.
ویژگیها
کاشیکاری ترکیبی از رنگ، نقش و هندسه است و میتواند شامل نقوش هندسی، گیاهی، کتیبهای و تصویری باشد. استفاده از رنگهای شاخص مانند لاجوردی، فیروزهای، سفید، زرد و سیاه از ویژگیهای بارز آن است. تکرار، تقارن، ریتم بصری و هماهنگی با ساختار معماری، کاشیکاری را به عنصری یکپارچه با بنا تبدیل میکند.
کاربردها
این هنر بهطور گسترده در نمای بیرونی و داخلی بناها، بهویژه مساجد، مدارس، آرامگاهها و کاخها استفاده شده است. کاشیکاری علاوه بر جنبه زیباییشناختی، نقش محافظتی در برابر رطوبت و فرسایش نیز دارد. در فضاهای داخلی، کاشیها برای هدایت نگاه، تعریف سطوح و تأکید بر عناصر معماری بهکار میروند.
تحول و سبکها
کاشیکاری در طول زمان از شیوههای سادهتر مانند آجر لعابدار به تکنیکهای پیچیدهتری چون کاشی معرق، معقلی، هفترنگ و زرینفام رسید. هر دوره تاریخی سبک و رنگبندی خاص خود را شکل داد؛ برای مثال، کاشیکاری تیموری با ظرافت و پیچیدگی نقوش و دوره صفوی با هماهنگی رنگ و مقیاس شناخته میشود. در معماری معاصر نیز کاشیکاری بهصورت برداشتهای مدرن و ترکیب با مصالح جدید ادامه یافته است.


