تاریخچه و پیدایش
نقوش محرابی از عناصر مهم تزیینی–معماری در هنر اسلامی ایران هستند که مستقیماً از فرم و کارکرد محراب الهام گرفتهاند. محراب بهعنوان نشانه جهت قبله، از نخستین سدههای اسلامی جایگاهی ویژه در معماری مذهبی داشته و بهتدریج تزئینات مرتبط با آن بهصورت یک الگوی مستقل وارد هنرهای تزیینی، بهویژه فرش و کاشیکاری، شده است. اوج تکامل نقوش محرابی را میتوان در دورههای سلجوقی، تیموری و صفوی مشاهده کرد.
ویژگیها
نقوش محرابی معمولاً ساختاری قوسی یا طاقمانند دارند و بر محور تقارن عمودی شکل میگیرند. این نقوش اغلب شامل عناصری مانند ستونهای کناری، کتیبه، شمسه، آویز چراغ، نقوش گیاهی یا هندسی درون قاب محراب هستند. تأکید بر مرکزیت، جهتمندی و حس قدسی از ویژگیهای اصلی این نقوش است.
کاربردها
مهمترین کاربرد نقوش محرابی در معماری مذهبی، بهویژه در تزئین محراب مساجد و اماکن آیینی است. علاوه بر آن، این نقوش در فرشهای سجادهای، قالیهای محرابی، تذهیب و کاشیکاری نیز بهکار میروند. در فرش، نقش محرابی علاوه بر جنبه تزیینی، کارکرد نمادین و جهتدهنده دارد.
تحول و سبکها
در سیر تحول، نقوش محرابی از فرمهای ساده و کمتزئین به ترکیبهای پیچیدهتر با لایههای متعدد تزیینی رسیدهاند. در دوره صفوی، این نقوش از نظر تناسب، تزئین و هماهنگی با نقوش گیاهی و کتیبهای به کمال رسیدند. در دورههای بعد و در کاربردهای معاصر، نقوش محرابی گاه سادهسازی شده یا بهصورت انتزاعی بازطراحی میشوند، اما ساختار قوسی و معنای آیینی آنها همچنان حفظ میشود.



